منتظران مهدی موعود tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com 2020-08-05T14:17:47+01:00 mihanblog.com معرفت! 2007-09-04T04:39:00+01:00 2007-09-04T04:39:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/57 مریم سعادت یه خورده زیاده ولی اگه تا تهش نخونی ضرر عمده ای کردی!!معرفت!ای بابا چی بگم از این کلمهکه شده مثله سوزن تو انبار کاه!به خدا!به نظر من هر آدمی هر چقدر دل بزرگتری داشته باشهمعرفتشم بیشتره!حالا کو دل بزرگ!اگه بهت بگن خدا چرا دل رو آفرید ؟چی میگی؟اصلا بزار اول از عشق بگیمنمیدونم چرا تا حرف عشق میشههمه فرار میکنن!ای بابا شما چرا!ممممممعشق به دو دسته تقسیم میشهزمینی و آسمونی!یكی میگفت من این تقسیم بندی رو قبول ندارم!نظر شما چیه؟زمینیش که الا ماشاللهسه سوته عاشق میشنبه قول مادر بزرگمعشقم عشقای قدیم!دختر یه خورده زیاده ولی اگه تا تهش نخونی ضرر عمده ای کردی!!

معرفت!


ای بابا چی بگم از این کلمه


که شده مثله سوزن تو انبار کاه!


به خدا!


به نظر من هر آدمی


هر چقدر دل بزرگتری داشته باشه


معرفتشم بیشتره!


حالا کو دل بزرگ!


اگه بهت بگن خدا چرا دل رو آفرید ؟


چی میگی؟


اصلا بزار اول از عشق بگیم



نمیدونم چرا تا حرف عشق میشه


همه فرار میکنن!


ای بابا شما چرا!


مممممم


عشق به دو دسته تقسیم میشه


زمینی و آسمونی!


یكی میگفت من این تقسیم بندی رو قبول ندارم!


نظر شما چیه؟


زمینیش که الا ماشالله


سه سوته عاشق میشن


به قول مادر بزرگم


عشقم عشقای قدیم!


دختر و پسر وقتی هم دیگرو میدیدن که عاقد داشت نطق میکرد


النکاه السنتی!!


به خوبیو و خوشی باهم زیر یه سقف زندگی میکردن


همین جوری که داشتم به عینک مامان بزرگم نگاه میکردم


گفتم ای بابا مامان جون


گذشت اون موقعه ها


الان فدات شم معرفت و نجابت و غیرت


شده قضیه ی کفش سیندرلا


یه نگاه از پشت عینکش به من میکنه و میگه


تقصیر خودتو ننه!


چرا مادرم؟



حتما چون آپارتمان نشینیمو و سال به سال


همسایه همسایه رو نمیبینه؟


تقصیر ما چیه که مثل شما ها یه حیاط با یه حوض نقلی و


با کلی و صفا و مهربانیو همدلی نداریم؟


ادامه میده میگه:


اون موقعه ها صفا بود


حرف از بیمعرفتی نبود!


دغدغه ی مردم بنزین و پول و بیماری وترفیک و قهر ...


این حرفا نبود


حالا چی


؟؟


دوست دوستشو سالی یه بارم نمیبینه!


مادر و پدر از بچه هاشون گله مندن



بچه ها به قول شما ها


با کلاس شدن!


بگو ننه ببینم !


با کلاس بودن یعنی اینکه بعد کلی خون جگر خوردن و بزرگ کردن اولاد


بری و یه گوشه آسایشگاه سامندان


بزاریش به امونه خدا؟؟!


سالی یه بارم نگی مادر و پدری هم داشتی؟!؟!


دخترم !


اون موقعه ها میشد تو تاریکیه شب تک تک ستاره هارو بشمری!


شب و روزم با صفا بود


ایقدر سقف آسمون به حیاط خونه ها نزدیک بود که


میشد مثل ریحونای باغچه ی آقا بزرگ


از آسمون ستاره چید


به همین اندازه دل مردم هم به خدا نزدیک بود


مثل ریحونای باقچمون.....


]]>
نیمه شعبان آمد 2007-08-26T05:38:00+01:00 2007-08-26T05:38:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/56 یه منتظر                ...:::......:::...نیمه شعبان استوصدای سبز پای بهار می آیدزمزمه روشن عندلیبان وصل می وزدنبض حضور منتشر شقایق در رگه های خشك غیرت زمین می تپدو از مجمع اهل بیت گل سرخ ، رایحه دلاویز دیگری جاده های خاكی زمان را خوشبو می داردنگــــــــاراروایت هجر توقصه العشق لا انفصام لهاهمه لحظه های ماست ، دیگر اكنونمنتظران و چشم انتظارانت را به نگاهی و اشاره ایی و دعایی بنوازانشا الله این آخرین شعبان انتظارمونهیعنی میشه من تا ظهور آقا زنده مونم؟یعنی میشه من یکی از اصحاب آقا باشم؟یعنی میشه چشمهای من                ...:::......:::...

نیمه شعبان است
وصدای سبز پای بهار می آید
زمزمه روشن عندلیبان وصل می وزد
نبض حضور منتشر شقایق در رگه های خشك غیرت زمین می تپد
و از مجمع اهل بیت گل سرخ ، رایحه دلاویز دیگری جاده های خاكی زمان را خوشبو می دارد
نگــــــــارا
روایت هجر تو
قصه العشق لا انفصام لها
همه لحظه های ماست ، دیگر اكنون
منتظران و چشم انتظارانت را به نگاهی و اشاره ایی و دعایی بنواز


انشا الله این آخرین شعبان انتظارمونه

یعنی میشه من تا ظهور آقا زنده مونم؟

یعنی میشه من یکی از اصحاب آقا باشم؟

یعنی میشه چشمهای من به جمال آقا روشن بشه؟

یعنی میشه آقا بیاد  و این همه ظلم تموم بشه؟

یعنی میشه............

<<اللهم عجل لولیک الفرج....آمین>>

عزیزان من

 من یه خورده کم میآم تو اینترنت .یه خورده که چه عرض کنم.یه خورده مشغله کاریم زیاده .خانم سعادت به جای من مینویسن .من که نیستم بی معرفتی نکنین بیاین نظر بدیناااااا

وبلاگمو تنها نزارین

خدا حافظ همگی

]]>
میلاد عشق 2007-07-27T02:37:00+01:00 2007-07-27T02:37:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/55 یه منتظر میـلاد با سعادت اسد الله الغالب ، مظهر العجائب ،مولود کعبه مولی الموحدین حضرت علی (ع)بر شیعیان و همه محبان و رهپویان طریق علویتبریک و تهنیت باد.سلامحالتون خوبه؟امروز میخوام یه قصه بگم از  بهترین باباهای دنیا که علی گونه زیستند.یکی بود یکی نبود  ………………سه تا داداش بودن یکی از یکی باحالتر و با صفاتر .دور هم با پدر و مادرشون خوش بودن.داداش بزرگه اسمش عیسی داداش وسطی اسمش اصغر داداش کوچیکه هم عباس.وقتی دشمن به کشورشون حمله میکنه عیسی و اصغر میرن به جنگ دشمن اما عباس میمونه خونه .هر چند خیلی دلش میخوا

میـلاد با سعادت اسد الله الغالب ، مظهر العجائب ،

مولود کعبه مولی الموحدین حضرت علی (ع)

بر شیعیان و همه محبان و رهپویان طریق علوی

تبریک و تهنیت باد.

سلام

حالتون خوبه؟

امروز میخوام یه قصه بگم از  بهترین باباهای دنیا که علی گونه زیستند.

یکی بود یکی نبود  ………………

سه تا داداش بودن یکی از یکی باحالتر و با صفاتر .دور هم با پدر و مادرشون خوش بودن.داداش بزرگه اسمش عیسی داداش وسطی اسمش اصغر داداش کوچیکه هم عباس.وقتی دشمن به کشورشون حمله میکنه عیسی و اصغر میرن به جنگ دشمن اما عباس میمونه خونه .هر چند خیلی دلش میخواست اونم بره.تو همون اوضاع و احوال تو یکی از روزای تلخ جنگ آقا عیسی قصه ی ما میره با یه خانم  خشکل که اگه بگم فرشته در حقش ظلم کردم! ازدواج میکنه.

راستی اسم این خانم خوب فاطمه بود

یه سال بعد هم داداش اصغر هم با یه خانم گل ازدواج میکنه. اصغر هم که بعد از مجروح شدن نمیتونه بچه دار بشه میره از پرورشگاه یه بچه ناز میاره و بزرگ میکنه.اسمشم میزاره آقا محمد..

حاصل ازدواج عیسی و فاطمه دوتا پسر به نامهای قاسم و مهدی .قاسم سه ساله و مهدی یه ساله بود که گلچین روزگار پدر رو میبره پیش خودش .حالا موندن اصغر و عباس.عیسی که جان خودش رو فدای میهن و پایداری اسلام کرده بود اصغر هم که دو تا پاشو داده بود عباس مونده بود که چکار کنه از غافله عقب نمونه تصمیم گرفت سرپرستی قاسم سه ساله و مهدی یک ساله رو به عهده بگیره در صورتی که خودش هم مجرد بود هم خشکل…تازه بیست سال هم بیشتر نداشت و فاطمه ازش پنج سالی بزرگتر هم بود.با محبت و مهربونی قاسم و مهدی رو بزرگ کرد تا حالا .........

سرتونو درد نیارم

میخواستم بگم که بعضی وقتا شاید پدر واقعی بالای سر بعضی از افراد مثل من و دادشم و پسر عموم آقا محمد نباشه ولی کسی باهاشون زندگی میکنه که کل جوونیشونو و وجودشونو فدای اونا میکنه.

من میخواستم تو این روز قشنگ روز تولد حضرت علی (ع) با تمام وجودم داد بزنم و بگم:

بابا عیسی گل روزت مبارک

بابا عباس گل روزت مبارک

عمو اصغر گل گلاب روزت مبارک

به اندازه ی تموم دنیا…. نه نه. اصلا بزار بهتر بگم بعد از خدا هیشکی رو مثل شماها دوست ندارم و افتخار میکنم که تو همچین خانواده ای به دنیا اومدم و بزرگ شدم.

معبــود من!

به مسجد، سجده گاه عاشقان

و سر بر آستان نهادگان و خانه امن و آرامش تو آمده ام!

مکانی که پروازها از آن سر گرفته

و محل نزول فرشتگان ومجمع عاشقان ومحفل کروبیان است.

بدان امید آمده ام که در کنار دوستان و مقربان قرار گیرم

تا شاید گوشه چشمت بر من گنه کار افتد.

 

 

]]>
قلب آدم 2007-07-22T02:37:00+01:00 2007-07-22T02:37:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/54 مریم سعادت آدمی دو قلب داردقلبی كه از بودن آن با خبر است و قلبی كه از حضورش بی خبر.قلبی كه از آن با خبر است همان قلبی ست كه در سینه می تپدهمان كه گاهی می شكندگاهی می گیرد و گاهی می سوزدگاهی سنگ می شود و سخت و سیاهو گاهی هم از دست می رود...با این دل است كه عاشق می شویمبا این دل است كه دعا می كنیمبا همین دل است كه نفرین می كنیمو گاهی وقت ها هم كینه می ورزیم...اما قلب دیگری هم هست.قلبی كه از بودنش بی خبریم.این قلب اما در سینه جا نمی شودو به جای اینكه بتپد.....می وزد و می بارد و می گیرد و می تابداین قلب نه می آدمی دو قلب دارد

قلبی كه از بودن آن با خبر است و قلبی كه از حضورش بی خبر.
قلبی كه از آن با خبر است همان قلبی ست كه در سینه می تپد
همان كه گاهی می شكند
گاهی می گیرد و گاهی می سوزد
گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه
و گاهی هم از دست می رود...
با این دل است كه عاشق می شویم
با این دل است كه دعا می كنیم
با همین دل است كه نفرین می كنیم
و گاهی وقت ها هم كینه می ورزیم...

اما قلب دیگری هم هست.قلبی كه از بودنش بی خبریم.
این قلب اما در سینه جا نمی شود
و به جای اینكه بتپد.....می وزد و می بارد و می گیرد و می تابد
این قلب نه می شكند نه میسوزد و نه می گیرد
سیاه و سنگ هم نمی شود
از دست هم نمی رود
زلال است و جاری
مثل رود و نسیم
و آنقدر سبك است كه هیچ وقت هیچ جا نمی ماند
بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملكوت می رقصد

این همان قلب است كه وقتی تو نفرین می كنی او دعا می كند
وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد
وقتی تو می رنجی او می بخشد...

این قلب كار خودش را می كند
نه به احساست كاری دارد نه به تعلقت
نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی

و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند
به خاطر قلب دیگرشان
به خاطر قلبی كه از بودنش بی خبرند....

]]>
عاشقی ممنوع! 2007-05-17T21:35:00+01:00 2007-05-17T21:35:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/53 یه منتظر              ‹‹به نام خدائی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد››در طلب نیازی بودم که راهی دیاری از جنس بلور و ناب شیشه ای شدم. از دور نوری شفاف سو سو میزد و مرا بی اختیار به سمت خود فرا میخواند . من هم آرام آرام به  راه نزدیکتر و نزدیکتر میشدم . طپش قلبم شدید و شدید تر میشد . اما آرامش خاصی از درون بر من هویدا بود. آبادی آشکار شد . گامهایم از پیش سبکتر شده بود .قبل از ورودی آبادی بر تابلویی اینچنین نوشته بود: ‹‹ دراین دیار جز عاشقی ممنوع! ›› این جمله مرا مصممتر از قبل و کنجکاوتر کرد که معنا              ‹‹به نام خدائی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد››

در طلب نیازی بودم که راهی دیاری از جنس بلور و ناب شیشه ای شدم. از دور نوری شفاف سو سو میزد و مرا بی اختیار به سمت خود فرا میخواند .
من هم آرام آرام به  راه نزدیکتر و نزدیکتر میشدم . طپش قلبم شدید و شدید تر میشد . اما آرامش خاصی از درون بر من هویدا بود. آبادی آشکار شد . گامهایم از پیش سبکتر شده بود .قبل از ورودی آبادی بر تابلویی اینچنین نوشته بود: ‹‹ دراین دیار جز عاشقی ممنوع! ›› این جمله مرا مصممتر از قبل و کنجکاوتر کرد که معنای این جمله را بیابم.
وارد آبادی شدم. پیری را دیدم که کوله ای بر پشت خمیده اش به دوش میکشید.زنی را دیدم دست بر زانوانش گرفته و لالایی زمزمه میکند.کودکی را دیدم چشم گریان که نه از برای بازی های کودکانه است که اشک میریزد.دخترک جوانی را دیدم که چشم به دری دوخته و اشک میریزد. در این دیار فقط سادگی دیدم .خبری از عیش و خوشی بی معنا ، نبود . اگر تلاشی بود فقط برای رسیدن به معنای همان سر در ورودی شهر بود.
از مردی میان سال پرسیدم:چگونه این همه سادگی را به شهرتان آذین کرده اید و چرا در این جا خبری از سر خوشی نیست . هر کس اگر به کاری مشغول است فقط در چشمانش چیزی غریب موج میزند. دوست دارم بدانم این موج از چیست؟
نگاهی غریب به من انداخت و گفت:مگر نمیدانی سالهاست که ما منتظریم و بوی او را میشناسیم.میدانیم که روزی خواهد آمد . و چون به بازگشت او ایمان داریم خود را فقط به عشق اوبه رفع نیازی چند و تلاشی چند برابر مشغول کرده ایم و اجازه ورود عشق های ننگین و رنگین نمیدهیم .
آه که زمان برگشت از این دیار به محض بیرون آمدن دوباره گامهایم سنگین میشوند . . .

]]>
کوچه های انتظار 2007-04-23T22:34:00+01:00 2007-04-23T22:34:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/52 یه منتظر بسم الله الرحمن الرحیمهنوز انتظار سبز دیدگان منبه جاده ای است مملو از غبار و مهبه دشت پر تلاطم و مخوف و سردو آن طرف تر آه حضور سبز توخیال و خواهش من استبیا بیا بدانتمام انتظار منبه جاده هاستبه کوچه های خالی از محبت و صفاستو قبله گاه اولم هنوز میان پنجه های گرگ شب رهاستبیا بیا تمام انتظار منتمام بویه و امید من به راه توست.تو ای روشنی میان قلب تار من بسم الله الرحمن الرحیم

هنوز انتظار سبز دیدگان من

به جاده ای است مملو از غبار و مه

به دشت پر تلاطم و مخوف و سرد

و آن طرف تر آه حضور سبز تو

خیال و خواهش من است

بیا بیا بدان

تمام انتظار من

به جاده هاست

به کوچه های خالی از محبت و صفاست

و قبله گاه اولم هنوز میان پنجه های گرگ شب رهاست

بیا بیا تمام انتظار من

تمام بویه و امید من به راه توست.

تو ای روشنی میان قلب تار من

]]>
2007-04-10T02:34:00+01:00 2007-04-10T02:34:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/51 مریم سعادت بسم الله الرحمن االرحیمجرعه عشق گفتم: برای گریستن بهانه چیست ؟گفتند: یك جرعه عشق گفتم: برای عاشقی مجال نیست گفتند: یك نگاه گفتم: دیده‏ام رو به ویرانی است گفتند: دل مهیا كن گفتم: دل در كویر غفلت زمین‏گیر گشته است گفتند: زیر باران .*******ای پناه بی‏پناهان، ای انیس شب‏های بی ستاره من، این دل زار و ناتوان با تمام گنهكاریش باز رو به تو آورده است . خود بگو مگر جز تو دل به معشوق دیگری دارد . مجنون تو بود و سرگشته و حیران تو و اینك با همین دل عاشق به سویت می‏آیم زار و خسته و ناتوان . تو خود بگو از چه ب بسم الله الرحمن االرحیم


جرعه عشق
 
گفتم: برای گریستن بهانه چیست ؟

گفتند: یك جرعه عشق

گفتم: برای عاشقی مجال نیست

گفتند: یك نگاه

گفتم: دیده‏ام رو به ویرانی است

گفتند: دل مهیا كن

گفتم: دل در كویر غفلت زمین‏گیر گشته است

گفتند: زیر باران .

*******

ای پناه بی‏پناهان، ای انیس شب‏های بی ستاره من،

این دل زار و ناتوان با تمام گنهكاریش باز رو به تو آورده است .

خود بگو مگر جز تو دل به معشوق دیگری دارد . مجنون تو بود و سرگشته و حیران تو

و اینك با همین دل عاشق به سویت می‏آیم زار و خسته و ناتوان .

تو خود بگو از چه بگویم،

از اندوه فراق عاشقی؟ ! از حیرت و سرگردانی؟ !

از دردناكی عذاب آخرت بنالم یا بر غفلت‏های خویش بگریم .

از طول مدت آن بلا زاری كنم یا از نفس خویش شاكی شوم .

از فاصله خویش با تو ناله كنم یا از حسرت همراهی تو با دوستان بمیرم!

مهربان من! قسم به مهر تو

اگر مرا با دشمنانت‏ به سخت‏ترین عذاب‏ها تادیب كنی صبر می‏كنم ملالی نیست،

اما اگر مرا به فراق خویش فرمان دهی صبوری نتوانم كرد،

پس به هر عذابی مرا جزا ده به غیر از عذاب فراق خویش .

سلام به دوستان عزیز
بنده مریم سعادت هستم.
با عنایت به لطف جناب آقای فرهادی از این به بعد من هم یکی از مدیران وبلاگ
منتظران مهدی موعود هستم.امید وارم با یاری خدا بتونم از پس این کار بر بیام و محبت آقای فرهادی رو با
مطالب ارسالی خودم  جبران کنم.واین هم اولین مطلب من..........
]]>
سال نو مبارک** 2007-03-22T08:33:00+01:00 2007-03-22T08:33:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/50 یه منتظر سلام دوستان عزیز و همراه همیشگی خودمامسال سر سفره هفت سین قشنگتون ::-:*اللهم عجل لولیك الفرج*:-::یادتو نرهبوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاکشاخه های شسته ;  باران خورده ; پاکآسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شادخلوت گرم کبوترهای مست  نرم نرمک می رسد اینک بهارخوش به حال روزگار کاش در سال 86 ...             کاش عینک بدبینی مان در سال 86 بشکند. کاش گام هایمان ، در سال 86 از زمان عقب نماند.    کاش از محتویات قلبمان فقط عشق واقعی را با خود به سال86بب سلام دوستان عزیز و همراه همیشگی خودم

امسال سر سفره هفت سین قشنگتون

::-:*اللهم عجل لولیك الفرج*:-::

یادتو نرهSmiley

بهار

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید

عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


 کاش در سال 86 ...

           

کاش عینک بدبینی مان در سال 86 بشکند.


کاش گام هایمان ، در سال 86 از زمان عقب نماند.   


کاش از محتویات قلبمان فقط عشق واقعی را با خود به سال86ببریم.


کاش در سال 86 ، اگرهای زندگیمان به اتمام برسد.


کاش دغدغه های ذهنمان در سال 86 فرصتهای از دست داده نباشد.


کاش سال 86 ، سال توقف غیبت ها و بدگوییهایمان باشد.


کاش خوابهایمان در سال 86 کابوس فرار از خودمان نباشد.


کاش در سال 86 کینه را از قلبهایمان بزداییم.


کاش در سال 86 آرزویمان شکستن پای رقیبمان نباشد.


کاش سال 86 ، سال رسیدن به آرزوهای نرسیده مان باشد.


-::-کاش امام زمان امسال بیاد-::-


کاش کاش کاش........


ایام به کامتان  و سلامتیتان برقرار باد
  نوروزتان مبارکبادSmiley

زمستان میرود و بهار می آید و همه چیز نو میشود

و تنها چیزی که میماند  دوستیه بین ماست که می ماند

عیدت مبارک و دلت شاد و لبت خندان باد در کنار خانواده و دوستان

]]>
اربعین عشق 2007-03-08T22:33:00+01:00 2007-03-08T22:33:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/48 یه منتظر اربعین عشقكربلا، حجت است؛ برای همة آن‌هایی كه نتوانستن یا نمی‌شود را فریاد می‌ زنند اتمام حجت استكربلا از نظر گاه سِنّی، می‌تواند از هر نظر الگو باشد و تقریباً هركس در كربلا می‌تواند الگوی سنّی خود را بیابد. نوجوانان، قاسم را، جوانان میانسال، علی اكبر را، پیران، حبیب‌بن مظاهر را، زنان زینب (س) را وحتی كودكان، اصغر را. همة رنگ‌ها دركربلا یافت می‌شوند: سیاه مانند جُون، غلام ابوذر و سفید، مانند اَسْلَم تركی. همة گروه‌های اجتماعی نیز گویی دركربلا نماینده دارند: معلّمان، بازاریان، تازه ایمان آورندگان اربعین عشق
كربلا، حجت است؛ برای همة آن‌هایی كه نتوانستن یا نمی‌شود را فریاد می‌ زنند اتمام حجت است

كربلا از نظر گاه سِنّی، می‌تواند از هر نظر الگو باشد و تقریباً هركس در كربلا می‌تواند الگوی سنّی خود را بیابد. نوجوانان، قاسم را، جوانان میانسال، علی اكبر را، پیران، حبیب‌بن مظاهر را، زنان زینب (س) را وحتی كودكان، اصغر را.

همة رنگ‌ها دركربلا یافت می‌شوند: سیاه مانند جُون، غلام ابوذر و سفید، مانند اَسْلَم تركی. همة گروه‌های اجتماعی نیز گویی دركربلا نماینده دارند: معلّمان، بازاریان، تازه ایمان آورندگان، غلامان و ….

كربلا، پایان بخش سردرگمی و بلاتكلیفی است. تكلیف همه، پس از كربلا است. اگر بپذیریم كه كربلا هر روز در ما اتفاق می‌افتد، هر روز، حسین خوبی‌ها و پاكی‌ها به كربلای قلب ما می‌آید و یزید گناه و زشتی درمقابلش صف‌آرایی می‌كند.

امام حسین (ع) در گودال قتلگاه و در زیر بارانی از سنگ و تیر و نیزه و شمشیر نیز با آهنگی كه آرامش و اطمینان در آن موج می‌زند، زمزمه می‌كند: «خدایا! این همه، برای تو و پاسداری از حریم دین فرستادة تو است.»

وقتی غروب عاشورا، آخرین سر از حلقومی تشنه بریده شد و خیمه‌ها در كام شعله فرو رفت و غارتگران از گوشواره و وسائل و اسباب دختركان و كودكان بی‌پناه نیز پروا نكردند، به نظر می‌رسید، همه چیز تمام شده است و عمر سعد و سپاهش، پیروز از این میدان وعرصه‌اند. اما وقتی كه اسیرانِ كربلا را به كوفه بردند، فریاد امام سجاد (ع) و سخنان زینب و ام كلثوم( س) ، فضا را دگرگون كرد. وقتی كه خطبة شكوهمند حضرت زینب (س) طنین انداخت، همه چیز دگرگون شد. انقلاب كربلا در قامت زینب(س) جوانه زد، شكفت، بالید و به ثمر رسید.

انقلاب كربلا، . زندگی، زایندگی و فزایندگی خویش و دریك كلمه «كوثر» بودن خویش را مدیون كاروان سرافراز اسیران بود.

اسلام با كربلا، حیات دوباره یافت. هیچ حركتی در تاریخ اسلام به اندازة كربلا، زداینده غبارها و تیرگی‌ها از چهرة اسلام نبوده است. غبارهایی چون: بازگشت به فرهنگ نژادی و قومی، زرپرستی و ثروت اندوزی، تباهی اخلاقی و روحی و .....

كربلا، فشرده‌ترین كلاس تاریخ با درس‌هایی عمیق است. دراین حادثه، هم مهربانی و عطوفت و هم جنایت و شقاوت در اوج است: این سو، اشك و استغاثه و زمزمة شبانه و آن سو رذالت و پستی است: دركربلا، همة‌ انسان‌، در زیباترین و زشت‌ترین چهرة ممكن ایستاده است.

در كربلا، انسان در نهایت شگفتی، با همة چهره و وجود خویش ایستاده است: زن همپای مرد، كودك در كنار پیر، فرزند جوان در كنار مادر، پدر در كنار فرزند، برادر همدوش برادر. و چه درس بزرگی است كه زن، راهِ نیمه تمام مرد را كمال می‌بخشد و پیامبر خونِ شهید و رسول مظلومیت برادر می‌شود.


مثل عاشورائی

ما اهل كوفه نیستیم، امام تنها بماند.

تناقض در رفتار ، نیرنگ و تزلزل، سركشی در برابر فرمانرمایان، فرصت طلبی، اخلاق ناپسند، آزمندی و شایعه پذیری بخشی از ویژگی‌های مردم كوفه است. امام علی(ع)، امام مجتبی (ع)، مسلم بن عقیل و سیدالشهدا(ع) هر یك به گونه‌ای بی‌وفایی و سست عهدی كوفیان را تجربه كردند.
این عبارت از شعرهای مردم ما است و در زمان انقلاب و جنگ تحمیلی زیاد به كار برده می‌شد.

منبع:
]]>
قـدر و علی (ع) 2006-10-14T06:40:00+01:00 2006-10-14T06:40:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/47 یه منتظر السـلام علیک یـا امیـر المـومنیـنیـا مولای عشـق  آن غلافی را که بر کوثر زدند                                تیـغ آن را بـر سـر حیـدر زدند شکستن فرق عدالت و به خون نشستن خورشید امامتحضرت علی (ع)بر تمامی شیعیان و محبان آنحضرت تسلیت بادشب‌های قدر، عالی‌ترین لحظات برای پیوند بنده و خالق و بهترین فرصت برای اندیشه در جهت بازگشت به خویشتن در اوج غرق گشتگی در دنیای مادی است. آنان كه مأمن و پناهگاه امنی برای توسل می‌جویند، آماده شده‌اند تا در شب های دل كندن از هر آنچه انسان را به پستی و فراق از اصل كشاند

السـلام علیک یـا امیـر المـومنیـن

یـا مولای عشـق

  آن غلافی را که بر کوثر زدند

                                تیـغ آن را بـر سـر حیـدر زدند

 

شکستن فرق عدالت و

به خون نشستن خورشید امامت

حضرت علی (ع)

بر تمامی شیعیان و محبان آنحضرت تسلیت باد

شب‌های قدر، عالی‌ترین لحظات برای پیوند بنده و خالق و بهترین فرصت برای اندیشه در جهت بازگشت به خویشتن در اوج غرق گشتگی در دنیای مادی است.
آنان كه مأمن و پناهگاه امنی برای توسل می‌جویند، آماده شده‌اند تا در شب های دل كندن از هر آنچه انسان را به پستی و فراق از اصل كشانده، رهایی یابند و همچون آیینه‌ای، مهیا و آماده تجلی نور حق و خداشناسی شوند.

از همه ی دوستان بزرگوار در این لیالی آسمانی

عاجزانه التماس دعا دارم Smiley

]]>
رمضان ماه مهمانی خدا 2006-09-23T08:39:00+01:00 2006-09-23T08:39:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/46 یه منتظر  ...:::......:::...سلام    به به چه بوی خوشی میاد . بوی ماه رمضان . ماه مهمانی خدا ، ماه ضیاقت العشق ، ماه بزم و عاشقی ، ماه . . . دگر بار رمضان فرا رسیده است،ماه عبادت وعبودیت، تقویم مطهر مناجات و اجابت ، روزهای برتراز ایام خاكی گذران ولیالی عزیزتر از همه شبهای تاریـك عالم سفره مهر و عطوفت خداوندی گسترده و دروازهای &quot;&quot; الی رفیق الاعلی &quot;&quot; به منتهای رحمت گشاده و عطر سبز نجیب &quot;&quot; بهار دوست &quot;&quot; درهر سر او آشیانی منتشر.رمضان ، شور عارفانه ای در ایمانداران قبیله ه  ...:::......:::...

سلام  

  به به چه بوی خوشی میاد . بوی ماه رمضان . ماه مهمانی خدا ، ماه ضیاقت العشق ، ماه بزم و عاشقی ، ماه . . . 

دگر بار رمضان فرا رسیده است،ماه عبادت وعبودیت، تقویم مطهر مناجات و اجابت ، روزهای برتراز ایام خاكی گذران ولیالی عزیزتر از همه شبهای تاریـك عالم سفره مهر و عطوفت خداوندی گسترده و دروازهای "" الی رفیق الاعلی "" به منتهای رحمت گشاده و عطر سبز نجیب "" بهار دوست "" درهر سر او آشیانی منتشر.

رمضان ، شور عارفانه ای در ایمانداران قبیله های ندبه و سجود می انگیزد و قنوتهای حاجت آنان را به "" باران بشارت وفضل الهی "" سیراب می سازد و سحرگاهان وصل و پیوند ، حلقه  خلسه زلال  دلهای منتظر را بر گردا گرد حرم امن ربوبی برپای می دارد .

رمضان ، مفتاح نورانی شعورهای مغفول وقلبهای مقفولی است كه در ثانیه های روزمرگی وعادتهای پرتكرار سخیف زمینی ""زنگ كهنگی"" زده اند و در چنین آناتی حسن ریز،مثل یـك شاخه گل خواهند شكفت . و لیلة القدر مشعشع ""ضیافت العشق ""حضرت سبحان (جل جلاله) را برصحیفه دل سالكان حـك خواهند داشت و با قلم موی اعجاز سوز راز و نیاز كارنامه اصحاب الیمینی، نصیب متمسكین خویش خواهد داشت و آنان رابه استنشاق جانانه"" نسائم الرحمه "" ایزدی توفیق خواهد بخشید

 .... خداوندا در این رمضان ما را رمضانی کن ..... 

]]> حرفهای دلم 2006-09-15T04:39:00+01:00 2006-09-15T04:39:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/45 یه منتظر

 ...:::......:::...بدون هیچ مقدمه ای حرفمو شروع میکنم . چرا که معتقدم برای صحبت و درد دل کردن با معشوق نیاز به هیچ مقدمه ای ندارد . مولای و محبوبم سلام سلام سلام .......یادم مى‏آید مادربزرگ همیشه مى‏گفت ما هر روز معشوقمان را مى‏بینیم چرا كه اگر نبینیمش سوى چشمانمان را از دست مى‏دهیم، آره من نیز هر روز تو را مى‏بینم اما براستى به كدام چهره‏اى و در كدامین جامه كه هر روز تو را زیارت مى‏كنم كه هیچگاه سعادت شناخت تو را ندارم؟ باز هم از جا برمى‏خیزم، به آب دیده وضو مى‏كنم و سماتى بر سماء مى‏خوانم تا ت  ...:::......:::...

بدون هیچ مقدمه ای حرفمو شروع میکنم . چرا که معتقدم برای صحبت و درد دل کردن با معشوق نیاز به هیچ مقدمه ای ندارد .
مولای و محبوبم سلام سلام سلام .......
یادم مى‏آید مادربزرگ همیشه مى‏گفت ما هر روز معشوقمان را مى‏بینیم چرا كه اگر نبینیمش سوى چشمانمان را از دست مى‏دهیم، آره من نیز هر روز تو را مى‏بینم اما براستى به كدام چهره‏اى و در كدامین جامه كه هر روز تو را زیارت مى‏كنم كه هیچگاه سعادت شناخت تو را ندارم؟
باز هم از جا برمى‏خیزم، به آب دیده وضو مى‏كنم و سماتى بر سماء مى‏خوانم تا تسكین دل دردمندم باشه دعایى كه به گفته مادربزرگ فرجت را نزدیكتر مى‏سازد. به هر حال نمى‏توانم دلتنگى نكنم زیرا با همه دردها و ناراحتیهایى كه در بردارد براى من دوست داشتنى است دیگر اشك مجالم نمى‏دهد و قطرات آن كه از عمق وجودم سرچشمه گرفته‏اند بر شیارهاى مورب گونه‏هایم سرازیر مى‏شوند و قلبم را از هر چه غیر از توست مى شویند . قلب من خواه‏ با مرگ بخاطر تو پر شود خواه با انتظار براى تو ! فرقى نمى‏كند، در این هر دو ابدیت عشق تو برپاست !
براستى تو كیستى؟
تو كه در كنارم هستى بى‏آنكه تو را ببینم یا حداقل بشناسم، تو كه غالبا دیدارت مى‏كنم ! تو كیستى كه وقتى با تو صحبت مى‏كنم سكوت مى‏كنى و هیچ بر زبان نمى‏آورى ولى به اعماق قلبم نفوذ كرده و آنجا با من سخن مى‏گویى؟!
بگو براستى تو كیستى؟
چگونه‏اى؟
كجائى؟
چه وقت مى‏آیى؟
آن زمان كه گل ستاره‏ها پرپر شدند؟
آن زمان كه همه رؤیاهاى درخشان پرنده‏اى شدند و پر كشیدند؟
آن زمان كه تبر مرگ بر خاكم افكند و طاق آسمان فرو ریخت؟
آن زمان مى‏آیى؟
نه نه، چه عذاب‏آور است و چه تلخ و ناگوار، با من اینگونه نامهربان مباش و بیا،
بیا و درد مرا درمان كن !
یادتون باشه جواب سلام واجبه هاااااااا


]]>
میلاد نور و رحمت 2006-09-06T05:39:00+01:00 2006-09-06T05:39:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/44 یه منتظر                 ...:::......:::...نیمه شعبان استوصدای سبز پای بهار می آیدزمزمه روشن عندلیبان وصل می وزدنبض حضور منتشر شقایق در رگه های خشك غیرت زمین می تپدو از مجمع اهل بیت گل سرخ ، رایحه دلاویز دیگری جاده های خاكی زمان را خوشبو می داردنگــــــــاراروایت هجر توقصه العشق لا انفصام لهاهمه لحظه های ماست ، دیگر اكنونمنتظران و چشم انتظارانت را به نگاهی و اشاره ایی و دعایی بنوازانشا الله این آخرین شعبان انتظارمونهیعنی میشه من تا ظهور آقا زنده مونم؟یعنی میشه من یکی از اصحاب آقا باشم؟یعنی میشه چشمهای من                 ...:::......:::...

نیمه شعبان است
وصدای سبز پای بهار می آید
زمزمه روشن عندلیبان وصل می وزد
نبض حضور منتشر شقایق در رگه های خشك غیرت زمین می تپد
و از مجمع اهل بیت گل سرخ ، رایحه دلاویز دیگری جاده های خاكی زمان را خوشبو می دارد
نگــــــــارا
روایت هجر تو
قصه العشق لا انفصام لها
همه لحظه های ماست ، دیگر اكنون
منتظران و چشم انتظارانت را به نگاهی و اشاره ایی و دعایی بنواز


انشا الله این آخرین شعبان انتظارمونه

یعنی میشه من تا ظهور آقا زنده مونم؟

یعنی میشه من یکی از اصحاب آقا باشم؟

یعنی میشه چشمهای من به جمال آقا روشن بشه؟

یعنی میشه آقا بیاد  و این همه ظلم تموم بشه؟

یعنی میشه............

<<اللهم عجل لولیک الفرج....آمین>>

عزیزان من

 منو امام رضا طلبیده اگه خدا بخواد رهسپارم

انشا الله همه آرزو مندا به آرزوشون برسن صدقه سر اونا ما هم به یه نون و نوایی برسیم

من که نیستم بی معرفتی نکنین بیاین نظر بدیناااااا

وبلاگمو تنها نزارین

خدا حافظ همگی

]]>
میلاد سه پاره خورشید 2006-08-29T04:38:00+01:00 2006-08-29T04:38:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/43 یه منتظر                ...:::......:::... میلاد با سعادت سه پاره خورشید نبوی (ص)  امیرلحظات بی پایان نیایش حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) ماه رخشان حیدری خصال حضرت اباالفضل العباس (ع) زینت دهنده سجده گاه عاشقان حضرت امام سجاد (ع)  بر محبان و عاشقان  اهل بیت تبریـك و تهنیت بادحلـول ماه پـربـرکت شعـبـانماه دعا و مناجات ، ماه استغفار و توبه ، ماه عبودیت و بندگیبر دلدادگان حضرت دوست تبریک و تهنیت بادبه این امید که توفیق یابیم در این ماه چراغ « ذكر » و شمع « یاد » در شبستان دلمان روشن  و ظلمت گناه و غفلت ، از                ...:::......:::...

Image hosting by TinyPic

 میلاد با سعادت سه پاره خورشید نبوی (ص)
 
امیرلحظات بی پایان نیایش حضرت ابا عبد الله الحسین (ع)
 
ماه رخشان حیدری خصال حضرت اباالفضل العباس (ع)
 
زینت دهنده سجده گاه عاشقان حضرت امام سجاد (ع)
 
بر محبان و عاشقان  اهل بیت تبریـك و تهنیت باد

حلـول ماه پـربـرکت شعـبـان

ماه دعا و مناجات ، ماه استغفار و توبه ، ماه عبودیت و بندگی

بر دلدادگان حضرت دوست تبریک و تهنیت باد

به این امید که توفیق یابیم در این ماه

چراغ « ذكر » و شمع « یاد » در شبستان دلمان روشن 

و ظلمت گناه و غفلت ، از زاویه قلبمان ، بزدائیم

]]>
واقعیت بعثت درر نگاه شیعه 2006-08-22T05:38:00+01:00 2006-08-22T05:38:00+01:00 tag:http://goleyasezahra.mihanblog.com/post/42 یه منتظر                  عید بر همه شما مبارکماجراى بعثت‏ بدان گونه كه قبلا گذشت موضوعى نبود كه یك فرد مسلمان معتقد به آن باشد، و پى‏برد كه خاتم انبیا چگونه به مقام عالى پیغمبرى رسیده است. ما پس از بررسى‏هاى لازم از مجموع نقل‏ها به این نتیجه رسیده‏ایم كه آنچه در منابع شیعه و احادیث‏خاندان نبوت رسیده است، واقعیت‏بعثت را چنان روشن مى‏سازد كه هیچ یك از اشكالات گذشته مورد پیدا نمى‏كند. از جمله احادیثى كه بازگو كننده حقیقت‏بعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مى‏سازد، روایتى است كه ذیلا از لحاظ خوانندگان مى‏گ              

   Smileyعید بر همه شما مبارکSmiley

ماجراى بعثت‏ بدان گونه كه قبلا گذشت موضوعى نبود كه یك فرد مسلمان معتقد به آن عید مبعث مبارک باد/وبلاگ دلسوختهباشد، و پى‏برد كه خاتم انبیا چگونه به مقام عالى پیغمبرى رسیده است. ما پس از بررسى‏هاى لازم از مجموع نقل‏ها به این نتیجه رسیده‏ایم كه آنچه در منابع شیعه و احادیث‏خاندان نبوت رسیده است، واقعیت‏بعثت را چنان روشن مى‏سازد كه هیچ یك از اشكالات گذشته مورد پیدا نمى‏كند.

از جمله احادیثى كه بازگو كننده حقیقت‏بعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مى‏سازد، روایتى است كه ذیلا از لحاظ خوانندگان مى‏گذرد:

پیشواى دهم ما حضرت امام هادى (علیه السلام) مى‏فرماید: «هنگامى كه محمد (صلى الله علیه و آله) ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بودبه مستمندان بخشید، هر روز به كوه حراء مى‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مى‏نگریست، و شگفتى‏هاى رحمت و بدایع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مى‏داد.

به اطراف آسمان‏ها نظر مى‏دوخت، و كرانه‏هاى زمین و دریاها ، دره‏ها ، دشت‏ها و بیابان‏ها را از نظر مى‏گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مى‏آموخت.

ازآنچه مى‏دید، به یاد عظمت‏خداى آفریننده مى‏افتاد. آن گاه با روشن بینى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مى‏وزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.

در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمان‏ها گشوده گردد. محمد (صلى الله علیه و آله) از آنجا به آسمان‏ها مى‏نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد (صلى الله علیه و آله) آنها را مى‏دید. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان‏ها به سر محمد (صلى الله علیه و آله) و چهره او معطوف داشت.

در آن لحظه محمد (صلى الله علیه و آله) به جبرئیل كه در هاله‏اى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟

جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید. خدائى كه انسان را از ماده پست آفرید (نطفه). بخوان كه خدایت‏بزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائى یاد داد كه نمى‏دانست‏». پیك وحى، رسالت‏ خود را به انجام رسانید، و به آسمان‏ها بالا رفت. محمد (صلى الله علیه و آله) نیز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكایت مى‏كرد،بى‏هوش شد، و دچار تب گردید.

از این كه مبادا قریش و مردم مكه نبوت او را تكذیب كنند، و به جنون و تماس با شیطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او ازروز نخست‏خردمندترین بندگان خدا و بزرگترین آنها بود. هیچ چیز مانند شیطان و كارهاى دیوانگان و گفتار آنان را زشت نمى‏دانست.

در این وقت‏خداوند اراده كرد به وى نیروى بیشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدین منظور كوه‏ها و صخره‏ها و سنگلاخها رار براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مى‏رسید، به وی اداى احترام مى‏كردند. و مى‏گفت: السلام علیك یا حبیب الله! السلام علیك یا ولى الله! السلام علیك یا رسول الله! اى حبیب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پیش از تو بوده‏اند، و آنها كه بعدها مى‏آیند برتر و زیباتر و پرشكوه‏تر و گرامى‏تر گردانیده است.

از این كه مبادا قریش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زیرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراین از تكذیب قریش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقریب خدایت تو را به عالى‏ترین مقام خواهد رسانید، و بالاترین درجه را به تو خواهد داد.

پس از آن نیز پیروانت‏به وسیله جانشین تو على بن ابیطالب (علیه السلام) ازنعمت وصول به دین حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مى‏گردند. دانش‏هاى تو به وسیله دروازه شهر حكمت و دانشت على بن ابیطالب در میان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مى‏گردد.

به زودى دیدگانت‏به وجود دخترت فاطمه (سلام الله علیها) روشن مى‏شود، و از وى و همسرش على، حسن و حسین كه سروران بهشتیان خواهند بود، پدید مى‏آیند.

عنقریب دین تو در نقاط  مختلف جهان گشترش مى‏یابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند یافت. لواى حمد را به دست تو مى‏دهیم، و تو آن را به برادرت على مى‏سپارى. پرچمى كه در سراى دیگر همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان در زیر آن گرد مى‏آیند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.

من در پیش خود گفتم: «خدایا! این على بن ابیطالب كه او را به من وعده مى‏دهى كیست؟ آیا او پسر عم من است؟ ندا رسید اى محمد! آرى، این على بن ابیطالب برگزیده من است كه به وسیله او این دین را پایدار مى‏گردانم، و بعد از تو برهمه پیروانت‏برترى خواهد داشت. (13)

در این حدیث همه چیز راجع به آغاز كار پیغمبر گفته شده است. جاى تعجب است كه مفسران اسلامى به خصوص مفسران شیعه از این حدیث‏ شریف و نقل آن درتفسیر سوره اقرا غافل مانده‏اند، با اینكه نكات جالب و تازه‏اى از تاریخ حیات پیغمبر را بازگو مى‏كند، كه مى باید مسلمانان از آن آگاه گردند.

ملاحظه مى‏كنید كه پیغمبر بدون هیچ گونه تشریفات مادى یا اشكالاتى كه در احادیث اهل تسنن بود، به مقام عالى پیغمبرى رسید. با قدم‏هائى شمرده و دیدى وسیع و قدرتى خارق العاده به خانه بازگشت.

همین كه وارد خانه شد پرتوى از نور و بوئى خوش فضاى خانه را فرا گرفت. خدیجه پرسید این چه نورى است؟ پیغمبر فرمود: این نور نبوت است. اى خدیجه! بگو لا اله الا الله و محمد رسول الله. سپس پیغمبر ماجراى بعثت را چنانكه اتفاق افتاده بود براى خدیجه شرح داد و افزود كه جبرئیل به من گفت: «از این لحظه تو پیغمبر خدائى‏».

خدیجه كه از سالها پیش هاله‏اى از نور نبوت درسیما درخشان همسر محبوب خود دیده و از كردار و رفتار و گفتار او هزاران راز نهفته و شادى بخش خوانده بود گفت: به خدا دیر زمانى است كه من در انتظار چنین روزى به سر برده‏ام، و امیدوار بودم كه روزى تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوى. (14)

                                                              

بدین گونه محمد بن عبدالله برازنده‏ترین مردم قریش كه سوابق درخشان او نزد عموم طبقات روشن و از لحاظ ملكات فاضله و سجایاى اخلاقى و خصال روحى شهره شهر بود، برفراز كوه حراء از جانب خداوند یكتا به مقام عالى نبوت و رهبرى خلق برگزیده شد، و خاتم انبیا گردید.

]]>